رنگ خراسان، نور، خاک، حافظه و هویت فرهنگی است

سیدحسن ایزانلو عکاس، مستند ساز و کارشناس هنری روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی گردشگری و صنایع‌دستی خراسان رضوی در یادداشتی نوشت: خراسان را می‌توان از روی رنگ‌هایش شناخت؛ از آبی فیروزه نیشابور، از خاک گرم خشت‌ها، از درخشش کاشی‌ها زیر نور آفتاب، از سرخی زرشک، زردی زعفران و نقش‌هایی که در دست بافندگان جان می‌گیرند. اما رنگ خراسان تنها مجموعه‌ای از جلوه‌های دیداری نیست؛ در پس هر رنگ، ماده‌ای از دل زمین، مهارتی آموخته‌شده، خاطره‌ای انسانی و شیوه‌ای از زیستن نهفته است.

همه‌چیز می‌تواند از یک پرسش ساده آغاز شود: آیا برای زنده‌ماندن یک دیوار تاریخی باید دوباره آن را رنگ کرد؟ شاید در نگاه نخست، رنگ تازه نشانه زیبایی و احیا باشد؛ اما آیا هر سطح کم‌رنگی فرسوده است؟ آیا هر جای خالی را باید با رنگی تازه پُر کرد؟ و چه کسی حق دارد درباره ظاهر امروز یک اثر تاریخی تصمیم بگیرد، بی‌آنکه گذشته آن را بشناسد؟

این پرسش، راهی را در استان خراسان پیش رو می‌گذارد؛ از خراسان رضوی و کارگاه‌های فیروزه‌تراشی نیشابور تا معماری کاشی‌کاری‌شده مشهد، از مسیر آب قنات قصبه گناباد تا کارگاه‌های بافت و پوشاک بومی و هنر حوله‌بافی. این جغرافیا، تنها مجموعه‌ای از مکان‌های دیدنی نیست؛ سرزمینی است که در آن طبیعت، تاریخ و زندگی مردم، پیوسته یکدیگر را شکل داده‌اند.

آب و خاک نخستین نشانه‌های روایت‌اند.آب در ظرفی شفاف تقریباً بی‌رنگ به نظر می‌رسد، اما در کنار گیاه، گل و میوه، جهان دیگری از رنگ پدیدار می‌شود. این رنگ‌ها به‌سادگی از آب بیرون نمی‌آیند؛ گیاه با استفاده از نور و در جریان فرایندهای زیستی، ترکیبات رنگ‌زا می‌سازد. خاک نیز، برخلاف تصور ساده ما، یک سطح یکنواخت نیست؛ از رگه‌های کانی‌ها تا اثر رطوبت و مواد آلی، تفاوت‌های آن در نور آشکار می‌شود.

شناخت رنگ، از همین‌جا آغاز می‌شود: از دیدن دقیق‌تر آنچه همیشه پیش چشم ما بوده است. در نیشابور، فیروزه ما را با رنگی روبه‌رو می‌کند که ارزش آن تنها به زیبایی سنگ محدود نیست. پشت هر قطعه، شناخت ماده، انتخاب، تراش و سال‌ها تجربه استادکار قرار دارد. فیروزه، در این معنا، هم پدیده‌ای طبیعی است و هم نتیجه پیوند انسان با طبیعت. در معماری خراسان نیز رنگ، داستان دیگری دارد. کاشی و خشت و آجر، هرکدام با ویژگی‌های مادی خود، نور را جذب و بازتاب می‌کنند و در گذر ساعت‌های روز جلوه‌ای متفاوت می‌یابد.

با این‌حال، شباهت رنگ یک سنگ با رنگ کاشی، به معنای یکسان‌بودن ماده یا شیوه ساخت آن‌ها نیست؛ هرکدام تاریخ و دانش خاص خود را دارند. رنگ در کارگاه‌های بافندگی، از جهان ماده به جهان معاش و حافظه قدم می‌گذارد.
در اینجا رنگ، تنها چیزی برای تماشا نیست؛ بخشی از کار روزانه، انتخاب نخ، نظم نقش، مهارت دست و حساب‌وکتاب زندگی است. و فرت بافی در زمینه سفید و حاشیه‌های رنگی یک بافته، در کنار هم معنا پیدا می‌کنند. در شمال خراسان نیز نقش‌ها و رنگ‌های مورد استفاده هنرمندان، در پیوند با تجربه‌های محلی و شیوه‌های زندگی شکل می‌گیرند. هیچ رنگ یا نقشی را نمی‌توان بدون شناخت سازنده و زمینه فرهنگی آن، نماینده همه مردم یک منطقه دانست.

در این میان، مسئله مهمی پیش روی ماست: آیا پاسداری از میراث فرهنگی تنها با حفظ شکل ظاهری آثار ممکن می‌شود؟ پاسخ، در زندگی کسانی نهفته است که این میراث را می‌سازند و ادامه می‌دهند. اگر مهارت استادکار دیده نشود، اگر نام سازنده از محصول جدا بماند و اگر شاگرد نتواند از آموخته خود زندگی کند، حفظ نقش‌ها و رنگ‌ها نیز با دشواری روبه‌رو خواهد شد.

میراث زنده، تنها در اشیای باقی‌مانده از گذشته نیست؛ در امکان ادامه‌دادن یک هنر و انتقال دانش از نسلی به نسل دیگر نیز حضور دارد. اما رنگ، تنها در ماده و دست انسان ساخته نمی‌شود؛ چشم ما نیز در شکل‌گیری تجربه آن سهم دارد. نور به چشم می‌رسد، گیرنده‌های بینایی به آن پاسخ می‌دهند و مغز اطلاعات دریافتی را پردازش می‌کند.
به همین دلیل، یک نمونه ثابت ممکن است زیر دو نور یا در دو زمینه متفاوت، جلوه‌های گوناگونی داشته باشد. آنچه می‌بینیم، حاصل رابطه میان ویژگی‌های ماده، شرایط نور و دستگاه بینایی ماست.

دوربین می‌تواند بخشی از این تفاوت را ثبت کند، اما تجربه دیداری انسان را به‌طور کامل جایگزین نمی‌کند. رنگ همچنین در حافظه و تجربه شخصی ما زندگی می‌کند. یک رنگ ممکن است کسی را به خانه‌ای قدیمی، لباسی آشنا، روزی دور یا چهره‌ای فراموش‌نشده پیوند دهد؛ درحالی‌که همان رنگ برای دیگری معنایی متفاوت داشته باشد.

ازاین‌رو، نمی‌توان برای هر رنگ، احساسی ثابت و همگانی تعیین کرد. آبی همیشه آرامش نیست، سرخ همیشه شور و هیجان نیست و خاکی‌بودن به معنای اندوه یا عقب‌ماندگی نیست. معنا در برخورد رنگ با فرهنگ، موقعیت و خاطره شکل می‌گیرد.

در این نگاه، طبیعت خراسان فرصتی برای تأمل در تنوع آفرینش نیز فراهم می‌کند. آیه بیست‌وهفتم سوره فاطر، از باران، میوه‌های گوناگون‌رنگ و رگه‌های متفاوت کوه‌ها سخن می‌گوید و نگاه انسان را به سوی نشانه‌های آفرینش می‌برد. آیه بیست‌ودوم سوره روم نیز اختلاف زبان‌ها و رنگ‌های انسان‌ها را از نشانه‌ها می‌شمارد.

این نگاه، نه مجوزی برای ارزش‌گذاری انسان‌ها بر پایه ظاهرشان، بلکه دعوتی به شناخت تفاوت‌ها و تأمل در گستردگی جهان است. در اینجا، دانش می‌تواند چگونگی پدیدآمدن رنگ را توضیح دهد و ایمان، برای انسان مؤمن، زمینه‌ای برای شگفتی و سپاس فراهم آورد. بااین‌همه، مهم‌ترین پرسش همچنان باقی است: وقتی رنگی از یک بنا کم می‌شود، چه باید کرد؟ پاسخ را نمی‌توان تنها از ظاهر آن دریافت. ممکن است رنگ طبیعی مصالح باشد، ممکن است لایه‌ای تاریخی در گذر زمان تغییر کرده باشد یا نشانه‌ای از آسیب و فقدان پوشش اصلی پیش روی ما قرار گرفته باشد.
تشخیص این وضعیت‌ها به بررسی مستندات، شناخت مواد، مطالعه آسیب‌ها و نظر متخصصان حفاظت نیاز دارد.

گاهی مداخله محدود ضروری است؛ گاهی باید علت آسیب را برطرف کرد و گاهی بهترین تصمیم، پرهیز از هرگونه تغییر تا روشن‌شدن شواهد است. در حفاظت از میراث، ظاهر تازه الزاماً به معنای نتیجه بهتر نیست.

از این منظر، رنگ خراسان فقط موضوعی برای ثبت زیبایی‌های یک سرزمین نیست؛ بهانه‌ای برای بازنگری در شیوه دیدن و مسئولیت ما در برابر گذشته است. می‌توان از کنار یک دیوار ساده گذشت و آن را بی‌رنگ دانست، یا لحظه‌ای مکث کرد و از خود پرسید این سطح چگونه ساخته شده، چه تغییراتی را پشت سر گذاشته و چه چیزی از تاریخ آن هنوز باقی مانده است. می‌توان بافته‌ای را تنها به‌عنوان کالایی زیبا دید، یا نام هنرمند، زمان کار و مهارتی را شناخت که در شکل‌گیری آن سهم داشته است.

در پایان، شاید پاسخ پرسش آغازین روشن‌تر شود. برای زنده‌ماندن یک دیوار، همیشه نباید آن را دوباره رنگ کرد؛ همان‌طور که برای شناخت خراسان، دیدن رنگ‌های چشمگیر آن کافی نیست. باید ماده را شناخت، به نور توجه کرد، به سند رجوع کرد و صدای انسان‌هایی را شنید که این میراث را در زندگی روزمره خود حفظ می‌کنند. رنگ خراسان، در پیوند میان زمین و دست، نور و نگاه، گذشته و زندگی امروز معنا پیدا می‌کند.

پاسداری از آن نیز از همین‌جا آغاز می‌شود: از دقیق‌تر دیدن، منصفانه‌تر داوری‌کردن و شناختن انسان‌هایی که رنگ‌های این سرزمین را به بخشی از حافظه مشترک ما تبدیل کرده‌اند.

انتهای پیام/

کد خبر 1405080200074
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha